۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه
۱۳۹۲ فروردین ۲۳, جمعه
۱۳۹۱ اسفند ۲۱, دوشنبه
۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه
تنها
دلم می خواهد ساعتها و حتی روزها در آغوشت آرام گیرم
چنان در تو غرق شوم که دلم برای زندگی تنگ شود
دلم می خواهد گیسوانم را به دستان نوازشگرت بسپارم
و به آرامی با سرانگشتانت هر تار گیسویم را چنان بنوازی
که ترنم موزون زندگی را با گوش جانم بشنوم
سر بر بالینت بگذارم و با عشق تمام ببویمت، ببوسمت
و در کنار تو به خوابی عمیق فرو روم
چنان که گویی هرگز نزیستە ام
آه که چقدر محتاج توام ای فراموشی!
اکنون من تو را به انتظار نشستەام
فراموشی !
فراموشی!
فراموشی!
چنان در تو غرق شوم که دلم برای زندگی تنگ شود
دلم می خواهد گیسوانم را به دستان نوازشگرت بسپارم
و به آرامی با سرانگشتانت هر تار گیسویم را چنان بنوازی
که ترنم موزون زندگی را با گوش جانم بشنوم
سر بر بالینت بگذارم و با عشق تمام ببویمت، ببوسمت
و در کنار تو به خوابی عمیق فرو روم
چنان که گویی هرگز نزیستە ام
آه که چقدر محتاج توام ای فراموشی!
اکنون من تو را به انتظار نشستەام
فراموشی !
فراموشی!
فراموشی!
دلنوشته
۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه
مسافر
غروب بود.
صداي هوش گياهان به گوش مي آمد.
مسافر آمده بود
و روي صندلي راحتي ، كنار چمن
نشسته بود:
"دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
تمام راه به يك چيز فكر مي كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم مي برد.
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.
چه دره هاي عجيبي !
و اسب ، يادت هست ،
سپيد بود
و مثل واژه پاكي ، سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد.
و بعد، غربت رنگين قريه هاي سر راه.
و بعد تونل ها ،
دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
و هيچ چيز ،
نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ،
نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست،
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد."
صداي هوش گياهان به گوش مي آمد.
مسافر آمده بود
و روي صندلي راحتي ، كنار چمن
نشسته بود:
"دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
تمام راه به يك چيز فكر مي كردم
و رنگ دامنه ها هوش از سرم مي برد.
خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود.
چه دره هاي عجيبي !
و اسب ، يادت هست ،
سپيد بود
و مثل واژه پاكي ، سكوت سبز چمن وار را چرا مي كرد.
و بعد، غربت رنگين قريه هاي سر راه.
و بعد تونل ها ،
دلم گرفته ،
دلم عجيب گرفته است.
و هيچ چيز ،
نه اين دقايق خوشبو،كه روي شاخه نارنج مي شود خاموش ،
نه اين صداقت حرفي ، كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست،
نه هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف
نمي رهاند.
و فكر مي كنم
كه اين ترنم موزون حزن تا به ابد
شنيده خواهد شد."
سهراب سپهری
۱۳۹۱ بهمن ۱۰, سهشنبه
۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه
باڵنده
ئەمجارەشیان کاتێک که چاوم داخست
بە ناو ئاوا ڕام ئەکردو هەڵەفڕیم
لەو بەربەیانه سوورەدا
من هاتبووم سەیری ئەوان بکەم ،کەچی
هەموو ئەو باڵندە جوانانە
ماقی من بوون
هەڵئەفڕین لەگەڵ مندا
جێژووانێکی زۆر رەنگین بوو
پر له ئەفسانەو ئەرخەوان
.......
که خۆر بە لەنجەوە هەڵهات،
تۆ لە بەردەمما وەستابووی
باڵات ببو به سێبەری هەستەکانم
هێندەی پێ نەچوو که لە ناو
هەست و ئەستێرەدا وون بوویت
لەوانەیە ئەوجار تۆ
لەگەل مەلەکاندا هەڵفریبێتی
دلنوشته
بە ناو ئاوا ڕام ئەکردو هەڵەفڕیم
لەو بەربەیانه سوورەدا
من هاتبووم سەیری ئەوان بکەم ،کەچی
هەموو ئەو باڵندە جوانانە
ماقی من بوون
هەڵئەفڕین لەگەڵ مندا
جێژووانێکی زۆر رەنگین بوو
پر له ئەفسانەو ئەرخەوان
.......
که خۆر بە لەنجەوە هەڵهات،
تۆ لە بەردەمما وەستابووی
باڵات ببو به سێبەری هەستەکانم
هێندەی پێ نەچوو که لە ناو
هەست و ئەستێرەدا وون بوویت
لەوانەیە ئەوجار تۆ
لەگەل مەلەکاندا هەڵفریبێتی
دلنوشته
۱۳۹۱ دی ۱۴, پنجشنبه
یه مخاطب خاص خاص
این پست برای دوستیه که از وقتیکه باهم دوست شدیم، همیشه بوده و هست، حتی وقتهایی که من نبودەام، برای اون دوستی که بدون هیچ چشمداشتی همیشه سعی کرده کنارم باشه، حتی وقتهایی که خودم، کنار خودم نبودەم. دوستی که اگه اسمش رو هم نگم، توی تمام پست ها میشه اسمش رو دید. دلم می خواست یه چیزی اینجا براش بنویسم که درخور دوستیش باشه، اما با اینکه خیلی تلاش کردم، دیدم که همەچی براش کمه، دیدم که هیچ چیزی نمیتونه عمق حس قدردانیم رو بهش نشون بده. مهسا! بابت تمام بودنهات ازت ممنونم دوست خوبم. بابت تمام کامنت هات. بابت تمام اعتمادهات بابت لحظه لحظەی دوستی پاک و بی آلایشت.
۱۳۹۱ دی ۱۳, چهارشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)







