۱۳۸۸ مرداد ۳, شنبه

آوای دلم


قلبم صدایت میزند بشنو تو آوای دلم

با شعر خواهم گویمت بانگ تمنای دلم

این دل فدای عشق توست وز شوق تو می آرمد

گر اندکی دوست داریش، مشکن تو مینای دلم

سر بر درون خاک غم ، افتاده‌ بود او گوشه‌ای

محزون و تنها و ملول، افسرده بود شیدا دلم

تا آمدی و قطره‌ای مهر و محبت دادیش

سر برآورد از گل و چون گل جوانه زد دلم

دلنوشته


۴ نظر:

ناشناس گفت...

سلام خانم بیان

زیبا بود و با احساس
امیدوارم بیشتر از شما اینجا بخونم
اما:
وزن و قافیه ها رو حتما چک کنید

با شعر خواهم گویمت بانگ تمنای دلم

زیبا بود

pare parvaz گفت...

بشنو صدای دلم را شنیدنی است باز آ ٬ ترانه دیدار خواندنی است

باز آ ٬ که سیر تماشا کنم تو را تندیس مهر ! که نازت کشیدنی است

بنشین کنار دلم تا بگویمت با تو نشستن این دل چه دیدنی است

یاد نگاه فریبا و مست تو در دل ٬ همیشه ایام ماندنی است

گفتی که فرصت دیدار یکدم است بشتاب ٬ مهلت از دست رفتنی است

باشد که از تو سرایم ترانه ای شعر نگاه خمارت ٬ سرودنی است

ناشناس گفت...

ای رهگذر از راه دل بشنو تو اوای دلم
ضرب دو بریک میزند طبل تمنای دلم
زین بادیه صد تشنه لب، لب بر لب شیدا شده ست
تا کی سحر غمزه کند هر شب به لیلای دلم
از تاک مستی خیمه زد ، خونابه ی مَی بر ازل
سرخی باده را ببین ، مست است و شیدای دلم
ازتلخی شب می گذر ، پلکی بزن بر سوی شمع
نزدیک فردا ، پنجره ست ، بر برگ گلهای دلم

vahid گفت...

سلام
چه زیبا آوای دلت را سرودی.

به امید نوشته های زیباتر و قشنگتر

یا حق