۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

سوگند



در بزم صادقانه‌ی باغ دوستی رقص صداقت را چه خوش مینگرم و چه دلخوشم به نغمه‌ی بلبلان خوش آوایش.


تابش خورشید در روز باغ چونان به دل ، گرمی و روشنایی می بخشد که انگار هیچگاه در هیچ جای این گیتی پهناور تاریکی و سرمایی وجود نداشته است و شب هنگام مهتاب چنان بر سر باغ نقره می افشاند که روح را صیقل میدهد.


از درون باغ به دوردستها مینگرم ، چه مسافرانی در راهند ، کسانی هستند که بی تفاوت از کنار باغ رد میشوند و کسانی هم سرکی به داخل باغ میکشند و شاید چرخی هم در آن بزنند ، اما گذرا. می آیند و می روند و برخی ها نیز می آیند که بمانند ، نوای باغ روحشان را می نوازد . می آیند آرام آرام تا لب جویبار آشنایی و با دستهای مهربانشان برگ گلها را نوازش میکنند و در باغ قدمی میزنند .


آنها با سلامی آمده‌اند پی دوست می گردند . آمده‌اند که بمانند. و چه خوش می مانند.


آنها حرمت دل و دوستی را نگه می دارند و به شرافت سوگند میخورند . من نیز پی دوست به این باغ آمده‌ام ، آمده‌ام که بمانم و می مانم و سوگند میخورم .


سوگند به سلام دوستی ، که هرگز به دوست خیانت نخواهم کرد.


سوگند به روح صادق که حرمت دوستی را همیشه نگه خواهم داشت تا واپسین دم.
دلنوشته

۲ نظر:

vahid گفت...

اينقدر مطالب قشنگ و زيبا است كه حيرت زده شدم و نميدانم در مقابل اينهمه كلمات زيبا و با معنا چه بايد نوشت.

فقط همين كه زيبا است
موفق باشي

يا حق

رحیم گفت...

با سلام و عرض ادب

صداقت تنها واژه ماندگار همه اعصار زندگی است و چه زیبا پیامبری را به آخرین پیامبر دادند فقط با این صفت که او صداقت داشت و امین بود و به محمد امین مشهور پس صداقت ارمغان پیامبری رو هم برای ما میتونه داشته باشه و انسانهای صادق زیبا ترین روح پرستنده هستند در این دنیای فانی زیرا صداقت فانی نیست و فنا در آن راهی ندارد و صداقت شتابان در هر لحظه خدا به پیش میرود و قاموس هستی و زندگی با صداقت معنا پیدا میکند و انسان صادق با ارزش ترین مخلوق هستی میشود این ثروت لایزال بالقوه در وجود همه هست فقط باید عامل به درستی و صداقت بود و ماند آنگاه به همه بستانهای زمین میشه سرک کشید و از هر بستانی دوستی صادق و روحی صادق برای خود پیدا کرد موفق باشید طرح مسئله قشنگی بود