۱۳۸۸ خرداد ۶, چهارشنبه

همسفر رويايي


با بنفشه سفر خواهم کرد

از سپيده دم عشق

تا غروب دلتنگي

همه چيز بوي ماندگي ميدهد

جز دل

که هر چه کهنه تر عاشق تر

و هر چه عاشق تر زنده تر

مانند دل مادر

سروده اي زيبا از عشق

تا تيرگي زمين

و آبي بيکران آسمان

با قلمي عاشق سروده ام

تقديم به تاريخ

اما

دلم دو باره پرواز خواهد کرد

تا ابديت زیباي عشق

و همواره زمزمه خواهد نمود

که عشق جاودانه است

رحیم احمدی

۲ نظر:

vahid گفت...

همه چيز بوي ماندگي ميدهد


جز دل


که هر چه کهنه تر عاشق تر


و هر چه عاشق تر زنده تر

دلم دو باره پرواز خواهد کرد


تا ابديت زیباي عشق


و همواره زمزمه خواهد نمود


که عشق جاودانه است

عالي بود.
يا حق

pare parvaz گفت...

عشق یعنی تنها باشی و یک تکیه گاه

او که چشمش آسمان باشد و چشمانت زمین

آسمانی بودنت باشد همین

چون کویری تشنه باشی بی قرار

که گویی هردم آسمان بر من ببار

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویرانه دل

عشق یعنی اینکه همچون سرنهی بر پای یک دل داده ای

اینکه موج گردی بی امان بهر دریای غم و اندوه و آه

عشق یعنی سایه ای در یک خیال

آرزویی سرکش و گاهی محال