۱۳۸۸ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

دلم چشم به‌راهت است ...


ای که هوای قلب من پر از نسیم عطر توست ای که تمام زندگیم مدیون یک لحظه‌ی توست
تویی که مرا نگاشته‌ای! تویی که مرا کشیده‌ای ! حرفهای دلم را بشنو از راه دور . دلم پیش توست ، دلم مال توست ای مالک روح و جانم .با ستارگان آسمانت خو گرفته‌ام ، هر نفسم از نفسهای تو شکل میگیرد و پرنده‌ی کوچک قلبم چه بی قرار و بیتابانه هر لحظه خود را به قفس سینه‌ام میکوبد تا به سوی تو بال و پر باز کند. کاش جداییها نبود ، کاش دوری نبود.

من در هر ستاره‌، چشمانت را و با هربار نگاه کردن به آسمان، قلب بزرگ و مهربانت را و با هر بار نگاه کردن به ماه چهره‌ی زیبایت را میجویم و می یابم و میبینم.

نگاه کن دلم برایت چه تنگ است .

نگاه کن قلبم برایت چه عاشقانه میتپد.....

ببین بر سر دل دخترک کوچکت چه آورده‌ای که با هر تلنگری میشکند ، کاش مانند خودت قوی بودم . سردم است مرا در آغوشت بگیر و روح وسیعت را بر روی روحم بکش تا کمی گرم شود. دلم برای آغوشت تنگ است. دلم برای دستانت تنگ است . دلم برای تمامی وجودت تنگ است.

ببین دخترکت چه غریبانه میترسد، کجایی؟ کجایی که دستانم را در دستانت بگیری و سرزنشم کنی و بگویی ترس چه معنی دارد؟ و به من بخندی و به ترس کودکانه‌ام ، چرا که تو میدانی چه چیزی ترس دارد..... و باز با نفسهایت به من درس زندگی دهی.

دلم میخواست کنارت بودم و دستان گرم و پر مهرت را در دستان بیتابم میگرفتم و لبهایم را بر روی شیار گونه‌های رنج کشیده‌ات میگذاشتم و به صدای تیک تاک قلب بیمارت گوش جان میسپردم و سالهااااااااااااااااا همینگونه میماندم تا بلکه لحظه‌ای دلم آرام گیرد.

آخر بی تو آرام نیستم .

اشک میریزم........

اشکهایم برای تو .......

زندگی ام برای تو . گرچه زندگیم مال تو بوده و هست ، اما باز هم برای تو ، برای آن چشمان بی ریایت ، برای آن قلب مهربان و روح وسیعت.

تمامی آنچه که هستم از برکت وجود توست. عاشقانه دوستت میدارم .

مستم از بودن تو ، بمان و بگذار سرخوش بمانم.

تا تو هستی من کودکم، کودکی سبکبال که با آرامش در زیر آسمان پشتیبانی و عشق تو شادمانه غرق بازی و شیطنت است . با من بمان و بگذار کودک بمانم.نمیخواهم بزرگ باشم ، بدون تو هیچم ، بمان و بگذار چیزی باشم. اگرچه حتی اگریکی از بهترین ها و بزرگترین ها هم شوم باز هم خاک پای تو هستم.

روح و جان و دلم را در زیر پایت می افکنم ، پاهای مهربان و استوارت را بر روی دلم بگذار و قدم بردار و مرا خاک کوی بهشت گردان.

با تمام دلم منتظر آمدنت هستم.دل سرشار از عشقم ، عاشقانه مال تو......

با من بمان تنهایم مگذار........

دلنوشته

۲ نظر:

vahid گفت...

با سلام
خیلی زیبا و قشنگ بود، امیدوارم همچنان بنویسی،

یا حق

pouya گفت...

سرسبز آن درخت که از تيشه ايمن است فرخنده آن اميد که حرمان نمي شود


خوش آن رمزي که عشقي را نويد است! خوش آن دل کاندر آن نور اميد است!

همیشه پیروز باشی