۱۳۸۷ مرداد ۱, سه‌شنبه

کاش


نگو دیگه دوستم نداری چون باورم نمیشه . نگو اشکی برای رفتنم نریختی چون شانه‌های احساسم اکنون پس از گذشت سالها از اشکهای تو خیس شده است. اکنون فریاد بی صدای قلبت را با تمام وجودم حس میکنم گاهی.

اما کاش غم زندگی تو ، من نباشم .
دلنوشته

۱ نظر:

vahid گفت...

با سلام
نوشته های زیبائی است، اما چرا کاش اینقدر غمگین است.
زیبائیهای قشنگ دور و اطراف بهتر نیست؟

یا حق